کد خبر: 18183
تاریخ انتشار: یکشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۸ - ۱:۵۰

شعارسال: اولین جلسه رسیدگی به پرونده قتل «میترا استاد» همسر دوم محمدعلی نجفی لحظاتی پیش در شعبه نهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی محمدی کشکولی آغاز شد. خبر قتل همسر دوم محمدعلی نجفی شهردار پیشین تهران در تاریخ ۷ خردادماه امسال به تیتر اول رسانه‌های کشور تبدیل شد. شهردار پیشین تهران همان

دادگاه محمد علی نجفی؛ اولین جلسه محاکمه نجفی به جرم قتل میترا استاد

شعارسال: اولین جلسه رسیدگی به پرونده قتل «میترا استاد» همسر دوم محمدعلی نجفی لحظاتی پیش در شعبه نهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی محمدی کشکولی آغاز شد.

خبر قتل همسر دوم محمدعلی نجفی شهردار پیشین تهران در تاریخ ۷ خردادماه امسال به تیتر اول رسانه‌های کشور تبدیل شد. شهردار پیشین تهران همان روز خود را به مراجع انتظامی معرفی و به قتل همسر خود اعتراف کرد.

چند روز بعد نجفی درباره انگیزه خود از این قتل گفت: این اواخر گفتم من حاضرم هر چه دارم بدهم تا مهریه‌اش را پرداخت کنم، اما او می‌گفت: می‌خواهم کاری کنم که از زندگی بیزار شوی.

کمتر از یک هفته از بروز این قتل علی القاصی‌مهر، دادستان جدید تهران از تکمیل تحقیقات در این پرونده خبر داد و عنوان اتهامی را به شرح زیر عنوان کرد:

– قتل عمد میترا استاد

– حمل و نگهداری سلاح غیرمجاز

ایراد صدمه بدنی عمدی منتهی به …

با گزارش لحظه به لحظه از دادگاه محمدعلی نجفی به جرم قتل همسر دوم خود میترا استاد با ما همراه باشید. این دادگاه به صورت علنی در جریان است

ادامه رسیدگی به پرونده به روز چهارشنبه ۲۶ تیرماه موکول شد

رئیس دادگاه دقایقی پیش ختم، اولین جلسه رسیدگی به پرونده قتل میترا استاد را اعلام کرد و گفت: جلسه بعد روز چهارشنبه ۲۶ تیرماه در همین مکان و به صورت علنی برگزار می شود.

علیرضا ببری؛ داماد نجفی: سوراخ روی سینه خیلی کوچک بود

در ادامه علیرضا ببری داماد نجفی با حضور در جایگاه گفت: حدود ساعت ۱۰ و نیم یا ۱۱بود که همسرم به زنگ زد و من سریع خود را به خانه رساندم دیدم آقای آقازاده و خانمم بسیار پریشانند. همسرم گفت دکتر نامه‌ای داده و نوشته انالله و انا الیه راجعون. نامه طولانی بود همه آن را نخواندم اما پاراگراف آخر که عدرخواهی و حلالیت کرده بود را دیدم‌. با دو ماشین به خانه دکتر رفتیم. حدود ۱۱ و ربع رسیدیم. اول در زدیم و من فکر می‌کردم برعکس شده باشد دکتر حالش خوب نباشد و خانم استاد در خانه باشد اما در باز نشد که آقای آقازاده کلید داشت. من و زهرا در چارچوب در ایستادیم و صدا می‌کردیم که در همین حین مهیار (پسر استاد) آمد و جزوه‌ای در دستش بود و چون تا حالا او را ندیده بودیم، فکر کردیم از اهالی ساختمان است اما وقتی شروع به صدا زدن کرد و آقازاده او را به ما معرفی و ما را به او معرفی کرد، شناختیم.

وی افزود: در حمام بازشد و دیدم خون کف حمام ریخته است و مهیار داد می‌زد مامانم را کشته و می‌خواست تو برود. کف حمام را دید اما نگذاشتم به داخل بیاید و آقازاده او را به بیرون اتاق برد. من و زهرا وارد حمام شدیم و زهرا گفت بدنش سرد است اما فکر کردم خودکشی کرده است. سوراخ روی سینه خیلی کوچک بود و به اورژانس زنگ زدم و شرح دادم و گفت او را صاف بخوابانید اما خانم استاد به وان چسبیده بود و نمی‌شد او را تکان داد. به همین دلیل صاف صاف نشد. ماساژ دادن را تلفنی انجام می‌دادم که دیدم از سوراخ خون می‌آید و به اورژانس گفتم گفت حوله یا دستمالی را رویش فشار دهید. همین موقع زهرا گفت ول کن. تیر خورده و چند دقیقه بعد اورژانس و پلیس رسید.

کل خانه بهم ریخته بود

قاضی از او پرسید چه کسی با اورژانس تماس گرفت که پاسخ داد بنده.

قاضی مجددا پرسید آیا نامه را خوانده‌اید که علیرضا ببری گفت: نامه را در سه برگ و ۶ صفحه دیدم اما کل نامه را نخواندم.

قاضی پرسید چطور به خانه دکتر رفتید که او گفت ما خانه دکتر را بلد نبودیم و به همراه آقازاده به آنجا رفتیم و فکر کنم که آقازاده به پلیس زنگ زد و من نزدم‌.

ببری افزود: کف حمام خیلی خون بود اما در وان رد خون افتاده بود.

قاضی از او پرسید آیا داخل اتاق بهم ریخته بود که او گفت: کل خانه بهم ریخته بود و لباس خونی ندیدم. بیرون حمام کمی خون بود.

می‌دانستیم میترا استاد با ما اختلاف دارد

قاضی در مورد اختلاف خانوادگی آنها پرسید که او پاسخ داد از اختلاف خانم استاد با خودمان بیشتر خبر داشتم و ارتباط ما قطع شده بود و فقط زهرا زنگ می‌زد و حال دکتر را می‌پرسید اما می‌دانستیم که با ما اختلاف دارد.

میترا استاد به من زنگ زد و گفت «تا تو باشی در مورد زن مردم پرس و جو نکنی»

قاضی کشکولی در مورد این اختلاف پرسید که ببری گفت: من زمانی که اولین بار خانم استاد را دیدم در نمایش فیلمی در باع کتاب بود و کنار دکتر با یک مانتوی سرخابی و رنگ جیغ نشسته بود که به مراسم نمی‌خورد. به فاصله یک هفته بعد در مراسمی در برج میلاد او را به همراه برادرش دیدم اما کاملا محجبه. این اختلاف پوشش و اینکه جلو می‌نشست برایم سوال شد اما به پاسخی نرسیدم تا اینکه خانم استاد به من زنگ زد و در محل کارم بودم و صحبت خوبی نداشتیم و حتی به من گفت تا تو باشی در مورد زن مردم پرس و جو نکنی. فکر می‌کنم دلیل مشکلش با من این بود و قبلا او را اصلا ندیدم.

می‌دانستم که دکتر اسلحه دارد اما از نزدیک ندیده بودم

قاضی از او پرسید در صحنه جرم رنگ حوله چه بود و آیا بالشتی دیده‌اید که گفت: یک حوله سفید رنگ رویش بود و اصلا بالشتی ندیدم. خانمم گفت گلوله خورده و بیرون وان دو پوکه مسی دیدم و در این مدت با نجفی تماسی نداشتم اما ترسیده بودیم چون یکبار سابقه خودکشی داشت. ما در منزل مادر همسرم بودیم که دکتر زنگ زد و گفت حالم خوب است و می‌روم خود را معرفی کنم نگران نباشید همه چیز درست می‌شود. حدود ساعت ۸ و نیم شده بود که به آگاهی رسیدیم.

قاضی از او پرسید چه کسی تلفن را در منزل جواب داد که او گفت: زهرا و وقتی فهمید دکتر است گوشی را روی بلندگو زد و صدایش را همه شنیدند.

قاضی به عنوان آخرین سوال از او پرسید آیا تاکنون متوجه وجود اسلحه شده بودید که ببری گفت: می‌دانستم که دکتر اسلحه دارد اما از نزدیک ندیده بودم و زهرا از همان ابتدای ازدواجمان در سال ۹۵ به من گفته بود‌.

رئیس دادگاه دقایقی پیش ختم، اولین جلسه رسیدگی به پرونده قتل میترا استاد را اعلام کرد و گفت: جلسه بعد روز چهارشنبه ۲۶ تیرماه در همین مکان و به صورت علنی برگزار می شود.

نجفی گفته بود اسلحه ندارم و نزد همسر اولم است

نماینده دادستان بیان کرد: در تحقیقات انجام شده از فرهاد آقا‌زاده او گفت ساعت ۹:۲۶ یوم جاری دکتر نجفی با او تماس گرفته و آدرسی به او داده که به آنجا بیاید. سه بار به آدرس رفتم، به دکتر زنگ زدم جواب نداد. بعد به واحد ۷ مراجعه کردم زنگ زدم او در را باز کرد و دو عدد کیف قهوه‌ای و مشکی تحویل من داد و خواست که آن را به دخترش زهرا نجفی برسانم.

قاضی شهریاری افزود: فرهاد آقازاده در ادامه تحقیقات بیان کرده کیف را به دختر دکتر نجفی رساندم، بعد از باز کردن کیف نامه‌ای در آن بود که پدرش به او گفته بود به فلان آدرس مراجعه کنید. ما به همراه دختر او به آدرس رفتیم، چند بار در زدیم در را کسی باز نکرد بعد از آن وارد ساختمان شدیم، در حمام با جسد میترا استاد مواجه شدیم که بعد از آن با ۱۱۰ تماس گرفتیم. من در آخرین لحظه که با دکتر نجفی صحبت کردم دیدم که شلوار او خونی و مچ پای او زخمی شده است.

وی گفت: در ادامه از مهیار صفری فرزند جهانشاه پسر مقتوله که در آن یوم جاری حضور داشت سئوال کردیم، او گفت برای گرفتن پول آژانس سه شنبه به منزل مادرم رفتم دیدم دو نفر غریبه که یکی دختر نجفی است در محل هستند و گریه می‌کنند. بعد دیدم مادرم در حمام و خونی است. فکر نمی‌کردم مادرم مرده باشد هر چه با آقای نجفی تماس می‌گرفتیم گوشی خاموش بود، او شب گذشته در آپارتمان مادرم بود معمولا او با مادرم درگیری لفظی و گاهی بدنی داشت، نجفی گفته بود اسلحه ندارم و نزد همسر اولم است.

نجفی: پس از قتل برای فرار از فشارها، مدعی مهدورالدم بودن میترا شدم

شهریاری اضافه کرد: حسب نظریه کارشناسی دستنوشته‌های مقتول با دستخط نجفی تطبیق شده و متهم درباره مهدورالدم اعلام کردن میترا استاد گفته است در نامه‌ای که به دخترم نوشته‌ام توضیحات بیشتری دادم و چون فکر می‌کردم به خاطر قتل، تحت فشار قرار می‌گیرم عنوان مهدورالدم را به کار بردم تا ابزار برای خارج شدن از تحت فشار داشته باشم و این موضوع پس از قتل به ذهنم رسید و نه قبل از آن.

وی گفت: متهم همچنین در جای دیگری در پرونده اختلافات زناشویی و دعوا را انگیزه قتل خود عنوان کرده و موضوع مهدورالدم بودن را نفی می‌کند.

سرپرست دادسرای جنایی تهران گفت: همچنی وکیل متهم در لایحه‌ای عنوان کرده مقتوله با توجه به دلایلی مهدورالدم است و وکیل در دلایل خود صرفا به اظهارات متهم اشاره می‌کند که قابل پذیرش نیست. متهم نیز اقرار دارد که هدف از قتل اختلافات خانوادگی بوده و دلایلی بر مهدورالدم بودن مقتول وجود ندارد گرچه بررسی ادعای مهدورالدم در صلاحیت دادگاه است و قطعا نیاز به رسیدگی ماهوی دارد.

شهریاری همچنین به شناسایی افرادی با نامهای حسین،نرگس، فرشته، داوود و جواد اشاره کرد و گفت: در تحقیقاتی که از تمامی این افراد صورت گرفته گفته‌اند که به خاطر روابط کاری با مقتوله آشنا بودند اما هیچ رابطه نامشروعی با او نداشتند.

میترا استاد قبل از مسلمان شدن با یک کارگردان زندگی عاشقانه و جنسی داشته است

نماینده دادستان گفت: از زهرا نجفی تحقیق به عمل آمد که در تحقیقات گفته است آقای آقازاده راننده پدرم به منزل ما آمد دو کیف دستی به من دادند من به همراه همسرم و آ‌قای آقازاده به منزل بابا آمدیم، چند باز زنگ زدیم خودمان در را باز کردیم بابا و خانم استاد را صدا کردیم، همان موقع پسر میترا استاد رسید، به سمت سرویس بهداشتی رفتیم و من دیدم که میترا استاد در وان حمام است و جسم او سرد می‌باشد.

شهریاری در ادامه قرائت کیفرخواست افزود: با توجه به خروج دو عدد کیف از صحنه به منزل دختر متهم زهرا نجفی رفتیم. کیف‌ها به همراه سه برگ کشف شد در داخل کیف شش عدد گوشی که در فویل پیچیده شده بود و متعلق به متهم نجفی، مقتوله و فرزند مقتوله است کشف گردید.

وی ادامه داد: در بررسی نامه‌ای کشف شد که متهم نجفی در آن می‌گوید «او در اردیبهشت ۹۶ با عده‌ای به دیدن من آمدند و گفتند که کاندیدای شورای شهر هستند و من او را به دوستانم معرفی کردم، البته آن زمان او محجبه بود. بعد از آن ملاقات خصوصی داشتیم و مطالبی را درباره زندگی خود به من گفت که مسلمان و مطلقه است؛ اما او قبل از مسلمان شدن با یک کارگردان زندگی عاشقانه و جنسی داشته است، بعد از آن به عقد موقت کسی در وزارت خارجه در می‌آید، بعد از آن هم به عقد موقت شخص دیگری در آموزش و پرورش درآمده است و همه این موارد را همسر او اطلاع داشت که بعد از آن در تیرماه به عقد موقت من درآمد که اشتباه کردم.

شرح صحنه قتل میترا استاد از زبان دختر نجفی

در این جلسه زهرا نجفی با حضور در جایگاه گفت: بنده فرزند آقای محمدعلی نجفی هستم و شهادت می‌دهم و قسم می‌خورم جز واقعیت چیزی نگویم. در ۷ خرداد آقای آقازاده (راننده نجفی) به منزل ما آمد و دو کیف دستی به من داد و در یکی از آنان نامه‌ای از پدرم که شامل سه صفحه بود را مشاهده کردم‌ و بدلیل اینکه پدرم در آن نامه از ملت ایران و فامیل و خانواده عذرخواهی کرده بود و پایین‌ نامه انا لله و انا الیه راجعون نوشته بود ترسیدم. نگران شدم و با همسرم تماس گرفتم و حدود ساعت ۱۲ تا ۱۲ و نیم به برج آرمیتا محل زندگی پدرم رسیدیم.

به گزارش ایلنا، چند بار آقای آقازاده زنگ زد ولی کسی جواب نداد و بعد با کلید در را باز کردیم و قبل از ورود آقای آقازاده باز هم همسر و پدرم را صدا زدند ولی صدایی نشنیدیم و هیچ کس در را باز نکرد و نهایتا ما وارد شدیم. آقای آقازاده اولین نفری بودند که جسد را مشاهده کردند. بعد همسرم رفت و سپس من جسد را مشاهده کردم و در این زمان پسر خانم استاد رسید که من از همسرم خواستم او را به بیرون ببرد تا این صحنه را نبیند و سپس آقای آقازاده سمت اتاق خواب رفتند و در را باز کردند و یک دفعه گفتند یا ابوالفضل و همسرم علیرضا ببری پشت سرشان رفتند و با جسد مرحومه روبرو شدند و شوکه شدیم و به بدن میترا استاد دست زدند که سرد بود.

من براساس نامه‌ای که در آن نوشته شده بود انالله و انا الیه راجعون نگران شدم و فکر کردم پدرم می‌خواهد خودش را بکشد و بیشتر به خاطر این دلیل رفتم. زمانی که همسرم به اورژانس زنگ زدند متوجه نشده بود که خانم استاد تیرخورده و گفتند که حالشان بد شده و اورژانس از او خواست که مرحومه را بخواباند و بعدش من عکس گرفتم که این خانم به حالت نشسته در وان افتاده بود و حتما صدای ضبط شده ما خواهد بود و خود اورژانس مکالمه‌ها را ضبط می‌کند.

من‌ یک عکس گرفتم و وقتی وارد شدم دیدم که مرحومه خون آلود است و اول متوجه نشدم که او تیرخورده و وقتی که به درخواست اورژانس با همسرم شروع به ماساژ خانم استاد کردیم دیدم سینه او جای گردی سوراخ است و دیدم دو تا تیر آنجا افتاده و متوجه شدم که خانم استاد تیرخورده و به همسرم گفتم ماساژ ندهد.

آقای آقازاده اولین نفر بود که جسد را دید و غیر از من و همسرم کسی آنجا نبود. البته پسر مرحومه استاد از سمت اتاق دودیدند و شاید یک لحظه آن را دیده باشد. خون کف حمام و داخل وان بود ولی خون خشک شده بود. چون اورژانس به ما گفت که خون خشک است. جسد برهنه و یک حوله سفید رویش بود.

قاضی از زهرا نجفی پرسید در عکس بالشت روی جسد افتاده است دلیلش چیست که او گفت: بالشت روی جسد نبود و کف حمام بود و بدنشان خشک بود. وقتی من دست زدم دیدم خانم استاد سرد است.

قاضی از زهرا نجفی خواست با توجه به اینکه صحنه بهم خورده است صحنه جرم را تشریح کند که زهرا نجفی گفت: جسد به حالتی بود که دست سمت راستش مشت شده و پای راستش از وان بیرون و گردنش خمیده به سمت چپ بود و حالت نشسته بود و معلوم بود که در وان افتاده است.

قاضی کشکولی: برخی دستگاه‌ها سعی کردند در پرونده نجفی دخالت کنند

رئیس شعبه نهم دادگاه کیفری یک استان تهران گفت: در پرونده نجفی برخی دستگاه‌های اجرایی سعی کردند در امور قضایی دخالت کنند و همین مسئله باعث تشویش اذهان عمومی شد.

به گزارش تسنیم، قاضی محمدرضا محمدی کشکولی در نخستین جلسه محاکمه محمدعلی نجفی شهردار سابق تهران به اتهام قتل عمد میترا استاد همسر دومش اظهار کرد: قبل از اعلام رسمیت دادگاه تذکراتی را در راستای جلسه قانون آئین دادرسی کیفری و به منظور تنویر اذهان عمومی و رسانه‌ها بیان می‌کنم.

وی اضافه کرد: همانطور که استحضار دارید برای برپایی یک دادرسی الزاماتی وجود دارد که رعایت آن الزامات ضروری است. در همین راستا به موجب مقررات ماده 400 قانون آئین دادرسری کیفری محاکمات در دادگاه‌های کیفری یک به صورت ضبط صوتی و در صورت تشخیص دادگاه ضبط تصویری شده و انتشار آن بدون اجازه دادگاه ممنوع است.

رئیس شعبه نهم دادگاه کیفری یک استان تهران افزود: به موجب تبصره 2 ماده 353 قانون آئین دادرسی کیفری انتشار جریان رسیدگی به گزارش پرونده در محاکمات علنی که متضمن بیان مشخصات شاکی و متهم است،؛ به درخواست دادستان کل کشور و موافقت رئیس قوه قضائیه با این درخواست امکانپذیر است که در این پرونده این مهم انجام و رئیس قوه قضائیه با درخواست دادستان کل کشور مبنی بر انتشار جریان رسیدگی پرونده موافقت کرده است.

وی ادامه داد: از رسانه‌ها انتظار می‌رود در چارچوب موازین قانونی به انتشار اخبار بپردازند و پرداختن به مسائل حاشیه‌ای پرهیز کنند و در این پرونده که موجب تشویش اذهان عمومی شد بی‌شک دخالت برخلاف موازین قانونی‌ رسانه‌ها بی‌تأثیر نبود.

کشکولی ادامه داد: در جرائم مهم به اعتبار میزان مجازات و آسیب اجتماعی که جرم در جامعه دارد بویژه در این پرونده قاعده طلایی یعنی حفظ صحنه جرم از اهمیت بسیاری برخوردار است و رسانه‌ها نباید بدون نظر قضایی در مرحله تحقیقات نقش بازپرس و مقام قضائی را ایفا کنند اما در پرونده حاضر در مرحله تحقیقات مقدماتی مقام قضایی در چارچوب موازین در صحنه حضور داشت و پس از کشف جرم تمام اقدامات لازم را به عمل آورد.

رئیس شعبه نهم دادگاه کیفری یک استان تهران گفت: متاسفانه در این پرونده برخی دستگاه‌های اجرایی سعی کردند در امور قضایی دخالت کنند و باعث تشویش اذهان عمومی شدند.

کشکولی در ادامه به نماینده دادستان، اولیای دم، وکلای اولیای دم، متهم و وکلای وی تذکر داد که اخلاق را رعایت کنند و مطالبی بر خلاف حقیقت بیان نکنند.

نجفی: علی رغم میل من، میترا استاد به عقد دائمی با مهریه هنگفت درآمد

در بخشی از جلسه نخست دادگاه قتل میترا استاد، شهریاری، نماینده دادستان درباره دست‌نوشته نجفی گفت:

در این یادداشتی که از متهم به دست آوردیم قید شده که برخی نهادها وارد قضیه شدند و در نتیجه علی رغم میل من، میترا استاد به عقد دائمی با مهریه هنگفت درآمد

در اینجا قاضی به نماینده دادستان گفت اعلام برخی مطالب در دادگاه غیرعلنی باید باشد و شهریاری در پاسخ اعلام کرد که این مطالب در کیفرخواست آمده است.

سرپرست دادسرای ویژه قتل پایتخت در ادامه گفت: در این یادداشت آمده مشکلات عمیق‌تر می‌شد و توهین و تهمت بارها به من میزد و تهدیدات به ارتباطات و فاش کردن مسائل بود و امروز کارش را یکسره کردم. امیدوارم خدا مرا ببخشد و از همه دوستان و آشنایان پوزش می‌طلبم و تقاضای عفو دارم. از باران عزیزم که شش ماه است به دلیل این خانم از دیدنش محروم شدم پوزش دارم.

با برداشت از این دست نوشته‌ها احساس شد که (متهم) دست به خودکشی زده است. در نتیجه به منزل ولنجک دخترش و ویلای لواسان رفتیم و بررسی‌ها را آغاز کردیم اما آنجا نبود. از همه دوستان او پرس و جو کردیم اما خبری نداشتند که در ساعت ۱۹ همان روز نجفی خود را به پلیس آگاهی در خیابان وحدت اسلامی معرفی کرد.

او (نجفی) گفته “به سمت حمام رفته و اسلحه را مسلح کردم البته اشتباه کرده‌ام و مرتکب قتل شدم و در مدت ۸ ماه عقد موقت و یکسال عقد دائم تماماً درگیری و جدل داشتیم و مدام به خانواده‌ام توهین می‌کرد. مجموعه این اختلافات وجود داشت حتی به درگیری فیزیکی منجر و چند بار منجر به ضرب و جرح شد و حتی میترا استاد چاقوکشی کرد. به او پیشنهاد طلاق دادم اما او گفت که می‌خواهم از تو و دخترت انتقام بگیرم.»

نماینده دادستان: نجفی از تلاش میترا استاد برای افشاگری از طریق رسانه‌ها باخبر بوده

سرپرست دادسرای جنایی تهران گفت: متهم اعلام کرده که مقتوله در روزهای آخر قصد افشاگری از طریق مصاحبه با خبرنگار انصاف‌نیوز را داشته است که به همین دلیل خبرنگار انصاف نیور رادعوت کردیم و از او تحقیقات لازم به عمل آمد. طبق تحقیقات صورت گرفته از معصومه رشیدیان او گفته که به دنبال علت استعفای شهردار تهران بوده سوالاتی در این رابطه برای همه وجود داشته است لذا از طریق یک کانال تلگرامی شماره میترا استاد را پیدا کرده و در تاریخ 11 آبان 97 مصاحبه‌ای با او انجام بوده و قرار بوده مصاحبه دیگری در دی 97 انجام شود که به بعد موکل می‌شود. میترا استاد در تاریخ 6 خرداد تماس گرفته و برای 7 خرداد قرار مصاحبه می‌گذارد اما شب قبل از وقوع قتل به خبرنگار پیامک می‌دهد که سفری برایش پیش آمده و نمی‌تواند مصاحبه را انجام دهد و مصاحبه را به روز دیگر موکول می‌کند. بنابراین این اظهارات دلیل دیگری بر کذب بودن ادعای متهم است.

وی انگیزه متهم را از قتل را صرفا اختلافات خانوادگی طی یک سال زندگی زناشویی اعلام کرده و گفت: به محض معرفی متهم به نیروی انتظامی اقدامات لازم برای بررسی وضعیت روحی و روانی او صورت گرفت و طبق اظهارات پزشکی قانونی متهم هیچگونه مشکل روانی در زمان وقوع قتل نداشته، البته سابقه‌ای از افسردگی در گذشته داشته است که اقدامات پزشکی لازم برای آن انجام نشده است.

وی ادامه داد: متهم و وکیل وی به نظر پزشکی قانونی اعتراض کردند که موضوع به هیئت سه نفره ارجاع شد و هیئت سه نفره نیز نظریه اولیه کارشناسی را تایید کردند.

شهریاری اولیای دم مقتول را پدر، مادر و فرزند وی خواند و افزود:‌ اولیای دم مقتول با حضور در شعبه بازپرسی همگی تقاضای قصاص متهم را کرده‌اند.

در ابتدای این جلسه قاضی محمد شهریاری سرپرست دادسرای امور جنایی تهران و نماینده دادستان تهران در پایان قرائت کیفرخواست، گفت: اینجانب به مانند تمامی پرونده‌های دیگر، طرفین را توصیه به صلح و سازش می‌کنم، در این پرونده بعضا ایراد گرفته شد که پروسه تحقیقات در مدت 4 روز انجام شد.

وی با بیان اینکه پروسه تحقیقات نه در مدت 4 روز بلکه به مدت یک هفته زمان برد، افزود: صدور کیفرخواست درمدت زمان کوتاه، در پرونده‌های دیگری نیز وجود داشته است، به طور مثال در پرونده قتل آقای شیرمحمدعلی، کیفرخواست در مدت 48 ساعت صادر شد.

روایت نجفی از ماجرای مسلمان شدن همسر دومش/او چندبار قبل از من به عقد افراد دیگری درآمده بود/با بافتن دروغ‌هایی در تیرماه به عقد موقت من درآمد

معاون دادستان تهران مشاهدات دختر نجفی و پسر میترا استاد از روز قتل را روایت کرد.

دادگاه رسیدگی به اتهامات محمدعلی نجفی از دقایقی پیش در شعبه نهم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمدرضا محمدی کشکولی آغاز شده است.

در ابتدای این جلسه قاضی کشکولی از نماینده دادستان خواست کیفرخواست پرونده را قرائت کند که قاضی محمد شهریاری، نماینده دادستان و سرپرست دادسرای امور جنایی با حضور در جایگاه به قرائت کیفرخواست پرداخت و گفت: مهیار صفری، پسر ۱۶ ساله میترا استاد در تحقیقات به عمل آمده می‌گوید: در ساعت ۱۲:۲۰ تا ۱۲:۳۰ مورخ ۷ خرداد ۹۸ به داخل منزل مادرم برای گرفتن پول آژانس مراجعه کردم دیدم دو نفر غریبه (راننده و داماد آقای نجفی) همراه با دختر وی مقابل در هستند، پس از ورود به منزل با پیکر خونین مادرم مواجه شدم، فکر نمی‌کردم مرده باشد از دختر آقای نجفی خواستم با اورژانس تماس بگیرد و هر چه با نجفی تماس می‌گرفتم تلفن همراهش خاموش بود، نجفی از شب گذشته در آپارتمان بود، صبح حدودا ساعت ۹ می‌خواستم از خانه خارج شوم که آقای نجفی داخل خانه بود، آقای نجفی با مادرم درگیری لفظی و بدنی داشت و گفته بود در خانه اسلحه ندارد.

نماینده دادستان تهران در ادامه قرائت کیفرخواست اظهارات زهرا نجفی را نیز عنوان کرد و گفت: زهرا نجفی در تحقیقات می‌گوید “آقای آقازاده (راننده بابا ) آمد، دو عدد کیف همراه داشت گفت می‌خواهد به سمت منزل آقای نجفی برود که من و همسرم نیز با وی رفتیم، پشت در آپارتمان بودیم که از راننده خواستم چند بار در بزند، در نهایت با کلید در را باز کردیم که پسر خانم استاد نیز رسید، به اتاق خواب و سمت سرویس بهداشتی رفتیم که دیدیم حمام پر از خون است به بدن خانم استاد دست زدم که بدن وی سرد بود”.

شهریاری ادامه داد: در ادامه رسیدگی به پرونده با توجه به کشف دو عدد کیف از صحنه جرم، به منزل زهرا نجفی در ولنجک رفتیم کیف‌ها به همراه ۳ برگ پشت و رو، ۶ عدد گوشی پوشانده شده در فویل آلومینیوم متعلق به آقای نجفی، فرزند مقتول و مقتول وجود داشت.

سرپرست دادسرای امور جنایی تهران متذکر شد: در نوشته‌ها آمده بود “مطالب را به مختصر می‌نویسم، البته دوست ندارم برخی از این مسائل در سطح عمومی پخش شود، میترا استاد اردیبهشت ۹۶ به دیدن من آمد، آن موقع خیلی محجبه و با چادر و روسری بود، پس از مدتی تقاضای دیدار خصوصی از من کرد که آن دیدار منجر به آمدن احساس علاقه بین طرفین شد، میترا می‌گفت مطلقه و مسلمان است اما مشخص شد که قبل از مسلمان شدن با فردی رابطه داشته، بعد با دیپلماتی آشنا و مسلمان شد، چند بار با افراد مختلف عقد کرده بود، در نهایت با بافتن دروغ‌هایی در تیرماه به عقد موقت من درآمد که خیلی اشتباه کردم.”

در این حین قاضی محمدی کشکولی به نماینده دادستان بابت ارائه برخی مسائل در دادگاه تذکر داد و گفت: برخی از مسائل باید در دادگاه غیرعلنی مطرح شود.

شهریاری در ادامه قرائت کیفرخواست و خواندن نامه‌های کشف شده از آقای نجفی گفت: داخل نامه آمده بود “مشکلات بیشتر می‌شد، میترا توهین می‌کرد و تهمت می‌زد، این مسائل مرا به اینجا رساند که وی ممهورالدم است که چنین کاری کردم و تقاضای عفو دارم”.

اولین جلسه رسیدگی به پرونده قتل میترا استاد

مُطلعان حاضر در جلسه دادگاه نجفی چه کسانی هستند؟

اسامی مطلعان حاضر در جلسه دادگاه نجفی به شرح زیر می‌باشد.

به گزارش شرق زهرا نجفی و علیرضا بربری و آقازاده و مسعود استاد و معصومه رشیدیان خبرنگار انصاف‌نیوز به عنوان مطلع در جلسه حاضرند و اولیای‌دم در جلسه حضور پیدا نکردند (البته مسعود استاد برادر مرحومه استاد در دادگاه حاضر است) و حاضر خواهند شد.

در این جلسه بالشتی که در جریان ارتکاب جرم نجفی از اتاق خواب برداشته بود و به سمت مقتوله پرتاب کرده بود روی میز نماینده دادستان قرار دارد.

آغاز محاکمه شهردار سابق تهران

نخستین جلسه دادگاه پرونده قتل خانم میترا استاد به صورت علنی آغاز شد. جلسه دادگاه در شعبه نهم دادگاه کیفری یک استان تهران و به ریاست قاضی کشکولی تشکیل شده است.

قرائت دست‌نوشته نجفی درباره قتل میترا استاد در اولین جلسه محاکمه

رئیس دادگاه گفت: در برپایی یک دادرسی الزامات قانونی وجود دارد و رعایت آن به موجب قانون الزامی است. بنا به ماده ۴۰۰ محاکمات در دادگاه کیفری ضبط صوتی و تصویری صورت می‌گیرد و انتشار آن بدون اجازه دادگاه ممنوع است.

به گزارش شرق، قاضی شهریاری نماینده دادستان با قرائت کیفرخواست پرونده اتهامات محمدعلی نجفی گفت: او متهم به مباشرت در قتل عمد همسر دوم خود مرحوم میترا استاد ۳۶ ساله با سلاح گرم و دوم حمل و نگهداری سلاح و مهمات جنگی غیرمجاز و دیگر ایراد صدمه بدنی عمدی منتهی به جرح غیرفوتی است.

سپس بازرسی کارآگاهان در منزل شخصی مشخص شد که آپارتمان مذکور به هم ریخته و حکایت از اسباب‌کشی هفته قبل از حادثه داشته است. همچنین یک دست نوشته پیدا شد مبنی بر اینکه در یکسال گذشته تلاش زیادی کردم تا بدون خونریزی و توافق مشکلات را حل کنیم اما هیچ راهکاری را مبنی بر طلاق توافقی و گرفتن تمام حقوق خود، نپذیرفت.

در این دست نوشته تاکید شده «همسر دوم من بارها تهدید کرده بود با مردان اجنبی که شما به آنها حساس هستید، هم‌بستر خواهم شد و تا این کار را انجام ندهم دست بردار نخواهم بود و شروع کرد با تماس گرفتن با مردانی که در گذشته با آنها سر و سری داشته است. از نظر من مهدورالدم بودن وی ثابت شده بود و بارها مرا تهدید می‌کرد تا این روابط زشت را انجام ندهم دست‌بردار نخواهم بود و دیگر خسته شده بودم و بارها مرا مورد تهدید و توهین‌های زشت قرار می‌داد.»

لحظه ورود محمدعلی نجفی به دادگاه

شعارسال، با اندکی تلخیص و اضافات بر گرفته از پایگاه خبری تحلیلی فرارو ، تاریخ انتشار: 22 تیر 1398 ، کدخبر: 405567 ، www.fararu.com

منبع: شعار سال

نام:
ایمیل:

* نظر:
* کد امنیتی:

اخبار مرتبط
خواندنیها -دانستنیها
آخرین اخبار
نظرات و گلایه ها
نکته ها و گاف ها