کد خبر: 13094
تاریخ انتشار: یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۲:۳۰

شعار سال : ایران کشوری دارای موقعیت منحصر به فرد جغرافیایی، منابع انرژی و معدنی فراوان، نقطه اتصال شرق و غرب، نقطه اتصال تجارت دریایی به خشکی، دارای موقعیت حمل و نقل خشکی بواسطه راه ابرایشم و مهمتر از آن مکان گلوگاهی ژئوپلتیک امنیت برای غرب و شرق در دوران جدید است، که سقوط آن

کنارآمدن با آمریکا؛ راه تضمین قدرت منطقه ای

شعار سال : ایران کشوری دارای موقعیت منحصر به فرد جغرافیایی، منابع انرژی و معدنی فراوان، نقطه اتصال شرق و غرب، نقطه اتصال تجارت دریایی به خشکی، دارای موقعیت حمل و نقل خشکی بواسطه راه ابرایشم و مهمتر از آن مکان گلوگاهی ژئوپلتیک امنیت برای غرب و شرق در دوران جدید است، که سقوط آن خفگی ژئواستراتژیکی برای قدرت های رو به رشد آسیایی است، و در نقطه مقابل حفظ آن در محور شرقی چالش امنیتی را برای غرب به دنبال خواهد داشت.

       یکی از این قدرت های جهانی ایالات متحده است. این کشور ایران را تحت فشار ژئواستراتژیک قرار داده است. اما ایران به دلیل عدم قدرتی که برد جهانی و تعیین کننده داشته باشد نمی تواند از منافع ملی خود در برابر ایالات متحده دفاع کند، و چون در استراتژی کشورهای طرفدار جهان چند قطبی قرار دارد به میدان رقابت تبدیل شده است. در بحث مسائل هسته ای و فعالیت های ایران در منطقه، اصولا ایالات متحده تهدید ایران را احساس می کند ولی این تهدیدها برای او تاکتیکی است و تنها برد منطقه ای برای آن دارد و استراتژیک نیست. در بعد ایدئولوژی نیز ایران محدود به منطقه خود است و خطر ایدئولوژیکی فراگیر برای امریکا ندارد، چون در واقع ایالات متحده و حاکمیت سیاسی آن ایدئولوگ نیستند. بنابراین ایران تنها یک حوزه سیاسی است که از لحاظ سیاست های استراتژیک جغرافیا محور برای ایالات متحده دارای اهمیت است؛ چون دروازه ای جغرافیایی برای شکست محور طرفدار جهان چند قطبی است. پس آمریکا به دنبال دستیابی به جغرافیای سرزمینی ایران است.به همین دلیل بحران های سیاسی که ایالات متحده به عناوین مختلف برای ایران ایجاد کرده است در حقیقت پوششی برای رسیدن به سیاست های ژئواستراتژیک خود در قبال این کشور است. این مسئله خسارات جبران ناپذیر برمنافع ملی ایران بخصوص در بعد سیاسی و اقتصادی در زمان کنونی وارد کرده است. در واقع شکست ایران از ایالات متحده در نهایت شکست طرفدارن جهان چند قطبی را در پی خواهد داشت. به همین دلایل اگرکشورهای طرفدار جهان چند قطبی خواهان موفقیت در این زمینه هستند، به طور حتم باید به نحوی خسارت های سیاسی و اقتصادی ایران را بصورت یک مکانیزم مشخص جبران کنند. در غیر این صورت حاکمیت سیاسی ایران باید خارج از ایدئولوژی که دارد، و براساس یک استراتژی واقع گرایانه سیاسی جلوی به هدر رفتن منابع و منافع ملی را بگیرد. بنابراین باید با ایالات متحده(هرچند به دلالیل حیثیتی این مذاکره در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ نباشد) به طور جدی وارد مذاکره شود. این سیاست راهبردی ایران می تواند یک توازن قوا را در بین قدرت های رقیب ایجاد کرده و هم زمان منافع ملی ایران، تمامیت سرزمینی و استقلال آن را نیز حفظ کند. از طرفی دیگر این سیاست می تواند قدرت منظقه ایران را به شکلی محدود تضمین کند. اما همچنان ایران در حوزه ژئواستراتژیک انقباضی و محدوده شده تاریخ معاصر خود خواهد ماند .

اما اگرکشورهای محور طرفدار جهان چند قطبی با اراده سیاسی بتوانند به طور استراتژیک از ایران در تمام ابعاد حمایت کنند، بدون شک جهان چند قطبی بوجود خواهد آمد و قدرت منطقه ای ایران با نگاهی فراتر از منطقه شکل خواهد گرفت، و این عمق ژئواستراتژیک ایران را نسبت به رقیبان منطقه ای گسترش خواهد داد. این قدرت منطقه ای ایران با نگاه به سیاست های استراتژیک جغرافیا محور فراتر از منطقه، در صورت موفقیت و با حمایت محور شرقی می تواند فشار نیروی غربی به حوزه ژئواستراتژیک شرق را مهار کرده و آن را به عقب براند.این موفقیت می تواند محور شرق را بر راه های مهم تجارت خشکی به دریا و برعکس، منابع انرژی عظیم، تسلط بر حوزه های ژئواستراتژیک اقیانوس آرام(شرق اقیانوس آرام)، هند، خشکی اوراسیا و تا اندازه ای از طریق دریای مدیترانه( شاخک ژئواستراتژیک منطقه خاورمیانه در قسمت غربی آن و خط شمالی آفریقا و در امتداد دریای مدیترانه است و قسمت شرقی آن نیز در غرب اقیانوس هند می باشد) و در جنوب اروپا و نزدیک به حوزه ژئواستراتژیک اقیانوس اطلس مسلط کند. بنابراین موفقیت استراتژی های جغرافیا محور ایران باعث تثبیت نسبی ژئوپلیتیک منطقه جنوب و جنوب غرب آسیا، آسیای مرکزی و قفقاز به نفع محور شرقی خواهد شد، واتصال این مناطق استراتژیک ژئوپلیتیکی به شمال افریقا، کمربند امنیت را در جنوب اروپا بوجود خواهد آورد. اما در صورت عدم موفقیت استراتژی های جغرافیا محور ایران، عکس این موضوع به وقوع خواهد پیوست و ایالات متحده با تسلط نسبی بر این حوزه، تنگنای ژئواستراتژیک واقعی را بر محور شرقی تحمیل کرده و قدرت های آن را به حفره های امنیتی تبدیل می کند.

ایالات متحده این استراتژی های جغرافیایی را با کمک نیروی نظامی هم پیمان(اسرائیل) خود و با کمک مالی کشورهای حوزه خلیج فارس دنبال خواهد کرد. این کشور در صورت موفقیت ژئواستراتژیک در این منطقه، امنیت نظامی آن را به اسرائیل و نیز هزینه اقتصادی آن را به کشورهای ثروتمند عربی به نیابت از خود خواهد سپرد، و در یک دوره زمانی محاسبه شده امپراتوری خود را جهان شمول خواهد کرد. این در حالی است که ایران در این منطقه استراتژیک جغرافیا محور، خود به تنهایی فاقد( در صورت عدم حمایت قدرت های طرفدار جهان چند قطبی) توانایی نظامی و اقتصادی موثر برای مهار قدرت های منطقه طرفدار جهان تک قطبی است، و اصولا هم پیمان قدرتمند اقتصادی و نظامی منطقه ای( ترکیه و قطر در حالت بلاتکلیفی ژئوپلیتیکی قرار دارند) موثری نیز ندارد. بنابراین ایران درکوتاه مدت مقاومت خواهد کرد، اما این مقاومت در دوره زمانی محدود شکننده خواهد بود و در صورت شکست، دومینوی آن به دیگر مناطق ژئوپلیتیکی(جنوب و جنوب غرب آسیا، آسیای مرکزی و قفقاز) تسری پیدا خواهد کرد. درصورت موفقیت استراتژی های سیاسی جغرافیا محور ایالات متحده، این کشور بر حوزه ژئواستراتژی اقیانوس هند و خشکی اوراسیا مسلط خواهد شد و منطقه ژئوپلیتیک خاورمیانه که زیر مجموعه حوزه ژئواستراتژیک(دریایی) اقیانوس هند می باشد تحت نظارت آن قرار خواهد گرفت و منطقه ژئوپلیتیکی دریای مدیترانه در حوزه سیاسی ایالات متحده و در کنترل آن خواهد بود، و امنیت اروپا به این کشور وابسته خواهد شد و استقلال سیاسی اروپا کم شده و این اتحادیه در تنگنای ژئوپلیتیکی قرار خواهد گرفت. بنابراین براساس عوامل و عناصر جغرافیایی برشمرده و تاثیرگذار در ژئوپلیتیک، محور شرقی در یک انتخاب و تصمیم سرنوشت ساز بر بستر جغرافیای تاریخی تعیین کننده ژئواستراتژی جهانی قرار دارد.

شعار سال،بااندکی اضافات و تلخیص برگرفته از سایت ساعت 24 ، تاریخ انتشار: 26 خرداد 1398،کدخبر:447195،www.saat24.news

منبع: شعار سال

نام:
ایمیل:

* نظر:
* کد امنیتی:

اخبار مرتبط
خواندنیها -دانستنیها
آخرین اخبار
نظرات و گلایه ها
نکته ها و گاف ها