کد خبر: 4259
تاریخ انتشار: چهارشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۸ - ۱۰:۰۴

شعار سال : در رسانه‌های جهان سودان پر بحث‌ترین کشور چند روز اخیر بوده است. سودان کشوری است در شمال قاره آفریقا و خارطوم پایتخت آن است و در سال ۲۰۱۱ و طی برگزاری یک هه پرسی، به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم شد. از آذر ماه سال گذشته مردم این کشور در اعتراض

عربستان و امارات در تحولات سودان پوششی برای آمریکا هستند/ماجرای دیدار عمرالبشیر با اسد

شعار سال : در رسانه‌های جهان سودان پر بحث‌ترین کشور چند روز اخیر بوده است. سودان کشوری است در شمال قاره آفریقا و خارطوم پایتخت آن است و در سال ۲۰۱۱ و طی برگزاری یک هه پرسی، به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم شد.

از آذر ماه سال گذشته مردم این کشور در اعتراض به مسائل متفاوتی مانند سطح معیشت و سیاست‌های رئیس جمهور کشورشان عمر البشیر، به خیابان‌ها آمدند تا نهایتا در هفته گذشته این اعتراضات به کودت توسط ارتش سودان منجر شد.

حال تحلیل گران دلایل متفاوتی را برای اعتراضات مردم بیان می‌کنند؛  در این باره گفت و گویی را با جعفر قنادباشی، کارشناس مسائل آفریقا داشته است.

** میخواهم در ابتدا صحبت را اینگونه آغاز کنم که چرا کشور سودان با بحران نظامیگری مواجه بوده و چرا این تعداد از کودتا‌ها در این کشور اتفاق افتاده است؟

قنادباشی: کشور سودان، پاکستان و نیجریه دارای ساختاری باقی مانده از دوران استعمار انگلستان دارند. البته لازم به ذکر است که سودان کمتر و نیجریه و پاکستان بیشتر شرایط پیشین را حفظ کرده اند و هر ۳ کشور به نوعی میراثدار سیستمی تقریبا شبیه به خواست انگلستان در جهان سوم هستند؛ رکن اول این ۳ کشور نظامیان هستند؛ البته در کنار نظامیان رکن امنیتی و اطلاعاتی مرتبط با ارتش بسیار قوی است؛ بنابراین شاهدیم که تنها در سودان کودتا‌های موفق صورت نمی‌گیرد، اگر به دوران استقلال هر ۳ کشور تا به امروز نگاهی بیاندازیم، می‌بینیم که در دورانی که نظام در دست غیر نظامیان بوده بسیار کوتاه است و چند سالی است که در پاکستان حکومت‌های غیرنظامی بر سر کار می‌آیند، پیش‌تر و به مدت طولانی در دست نظامیان بوده است؛ در نیجریه نیز به همین صورت بوده حتی رئیس جمهور فعلی این کشور هم محمد بوهاری یک ژنرال نظامی است، اما با لباس سنتی آفریقایی ظاهر می‌شود.

در سودان یکی از دلایلی که ساختار حکومتی نظامی داشتند، کسب توانایی بیشتر برای کنترل اوضاع بوده است، زیرا نمی‌توانستند با یک نظام آزاد سیاسی این کشور را کنترل کنند؛ البته به صورت کلی در کشور‌های جهان سوم به خصوص آفریقا دموکراسی به معنای اینکه مردم رأی بدهند را نمی‌توانند به دلیل وابستگی‌های قومی و قبیله‌ای، کم سوادی مردم جامعه، نبود تمهیدات یک انتخابات آزاد مانند وجود رسانه‌های فراگیر، اجرا کنند؛ بنابراین این کشور‌ها به حال خود گذاشته می‌شوند.

**چه اشخاص و یا گروه‌هایی مخالف روی کار آمدن گروه‌های مذهبی در سودان بودند؟

قنادباشی: انگلیسی‌ها و به صورت کلی استعمارگران هیچگاه خواستار یک نهاد ملی که مبتنی بر فرهنگ ملی باشد در یک کشور نیستند و به طور کلی می‌توان گفت در پشت صحنه کودتا‌های سودان کشورهای، استعمارگری مانند انگلیس و آمریکا حضور داشته اند.

نهاد‌های برقراری دموکراسی در سودان وجود ندارد

** پس از اینکه عزل عمرالبشیر مطرح شد، صحبت از تاثیر گذاری کشور‌هایی مانند عربستان و امارات متحده عربی در روند جریانات سیاسی این کشور مطرح شد، به عقیده شما این کشور‌ها چه نقشی در کودتای سودان و یا به طور کلی اوضاع سودان داشتند؟ بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران بر این باورند که عربستان و امارات به ویژه سعودی‌ها در جا به جایی‌های اخیر سودان نقش داشتند، اما در تحرکات مردمی دخیل نبودند؛ نظر شما در این رابطه چیست؟ عربستان از کجا وارد شد و چه نقشی در این جریان داشت؟

قنادباشی: در سودان برای برقراری یک نظام دموکراسی باید نهاد‌های فرهنگی و اجتماعی، کاندید‌هایی که آمادگی دارند در پارلمان شرکت کنند یا روسای جمهوری که با احزاب متفاوت تعامل دارند حضور پیدا کنند؛ اما در سودان چنین نهاد‌هایی وجود نداشت، همواره قوم‌ها مانند گروه امت که صادق المهدی در رأس آن است مرتبط با یک گروه بزرگتر است، گروه مربوط به میرغنی که یک حزب اتحاد دموکراتیک را دارد وابسته به یک گروه طایفه ختمیه هستند و این نکته لازم به ذکر است که در این کشور بیشتر قوم گرایی وجود دارد، یعنی چیزی فراتر از قبیله گرایی. نتیجتا در این کشور قطب‌های مذهبی به قدرت می‌رسند و بنابراین از خارج مرز‌های سودان همیشه ترتیبات برای این کشور به گون‌های اعمال می‌شده که قطب‌های مذهبی به قدرت نرسند.

در حال حاضر هم اگر انتخاباتی صورت گیرد خواهید دید که احزاب منطبق با نهاد‌های مذهبی هستند، اتفاقی که در سودان افتاده این است که عملکرد کارنامه دولت چه در عرصه سیاست داخلی و چه سیاست خارجی آنقدر بد بوده که مردم وارد صحنه اعتراضات شده‌اند؛ البته این نکته قابل توجه است که جرقه این جریانات بر اثر قیمت نان و سوخت زده شد، ولی به این معنی نیست که تمام نارضایتی‌ها بر سر موارد معیشتی باشد، سودان کشور ثروتمندی نیست و فقر در این کشور بسیار رایج است. اما مردم پیش‌تر وقتی فکر می‌کردند که دولت در زمینه سیاست داخلی کارنامه درستی دارد اوضاع را تحمل می‌کردند، زمانی که البشیر بر روی کار آمد تلاش کرد مفسدین اقتصادی را حذف و مجازات کند، خودش هم در ابتدا یک زندگی ساده و اسلامی داشت و در مقابل مردم هم اوضاع و کمبود‌ها را تحمل می‌کردند، منش پادشاهی و اشرافیگری در دستگاه سیاسی سودان نبود، از لحاظ بیرونی هم وی مخالف استعمار آمریکایی‌ها و اسرائیل بود و این رژیم بار‌ها خارطوم را بمب باران کرده بود.

دوما اینکه دولت سودان یک دولت اخوانی بود که با عربستان و اسرائیل مخالف بودند، اما به یک باره عمرالبشیر دچار یک چرخش ۱۸۰ درج‌های شد. در حدود ۳ سال پیش هم که با عربستان رابط‌های دوستانه برقرار کرد و سیاستهایش همسو با آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها شد. در واقع در صف بندی که در غرب آسیا وجود دارد رئیس جمهور سابق سودان از صف کشور‌های مقاومت به سمت صف کشور‌های مرتجع پیوست؛ چگونگی و نشانه بارز آن هم مشارکت نیرو‌های نظامی سودان در جنگ یمن بود که این اقدام به معنای همسویی با آمریکایی‌ها بود، زیرا جنگ یمن از طرف واشنگتن صورت گرفته که توسط ریاض انجام می‌شود و در حال حاضر هم یکی از ارکان اصلی جنگ یمن، نیرو‌های سودان هستند که ۱۵ هزار نفر را به این کشور فرستادند و مردم طاقت نمی‌آورند که ارتش کشورشان مردم مسلمان یمن را به کشتن دهد.

** دلایل تغییر موضع عمرالبشیر را در چه مواردی می دانید؟

قنادباشی: عمر البشیر مخالف غربی‌ها بود و آن‌ها برایش به صورت مداوم پرونده سازی کرده بودند تا جایی که در جریان جنگ‌های داخلی سودان معروف به دارفور به البشیر اتهام زده و وی را متهم کردند که مرتکب نسل کشی، پاکسازی قومی و جنایات جنگی در این کشور شده و باید پای میز محاکمه برود، البشیر به هیچ کشوری نمی توانست سفر کند و در داخل هم برخی از جریانات را علیه وی به شورش وادار می‌کردند.

** یعنی شما فشار‌های خارجی و ترس از ناامنی‌های داخلی علیه البشیر را عامل چرخش سیاست‌های وی میدانید؟

قنادباشی: دقیقا همینطور است، البشیر برای رهایی از موج مخالفت‌ها و تحرکاتی که عمدتا از غرب ناشی میشد، چرخشی را ۱۸۰ درج‌های به سمت عربستان انجام داد به خصوص که سعودی‌ها وعده‌های خوبی را به البشیر داده بودند؛ وعده‌هایی مانند کمک‌های اقتصادی به سودان؛ زیرا این کشور از لحاظ اقتصادی با مشکلات فراوانی مواجه است به خصوص از زمانی که به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم شد عمده چاه‌های نفتی که دولت سودان امیدوار بود از فروش و مبادله آن‌ها بتوانند اموراتشان را بگذارنند، از دستشان خارج شد؛ بنابراین به دلیل خروج این منابع و مشکلات اقتصادی آن‌ها به عربستان پیوستند و این چرخش مواضع به عرصه سیاست خارجی محدود نشد و در سیاست داخلی هم دولت مردان سودان منش پادشاهی پیدا کردند.

غرب مقصر اصلی تجزیه سودان است

** برخی معتقدند عمرالبشیر برای سودان دستاوردی جز تجزیه این کشور نداشته است، آیا شما با این گفته موافقید؟

قنادباشی: به این صورت نیست؛ در تجزیه سودان به نوعی عمرالبشیر تنها مقصر نبود، سیاه پوستان جنوب سودان تا شهر خارطوم هم می‌آمدند و مردم این کشور از این موضوع ناراضی بودند، برخی از مردم این جامعه می‌خواستند از این موقعیت رها شده تا از تحرکات، بزهکاری و تبهکاری سیاه پوستانی که به خارطوم و مناطق دیگر این کشور می‌رفتند، در امان بمانند. جنگ داخلی سودان از حدود ۱۰۰ سال پیش کلید خورد و دین مسیحیت توسط انگلستان در جنوب سودان ترویج شد و زبانشان را هم له انگلیسی تغییر داد، درگیری میان آن‌ها هم همیشه با دولت سودان ادامه داشت، بنابراین دولت این کشور همه پرسیای برای جدایی سودان جنوبی و شمالی برگزار کرد که عموم مردم هم به جدایی رأی دادند پس تنها عمرالبشیر در این زمینه نقش نداشت که بخواهیم این موضوع را در پروندهاش بزرگ کنیم. البته مردم قسمت جنوبی سودان هم در همه پرسی شرکت داشتند و به جدایی رأی دادند در واقع این غرب بود که سودان را به نقطه همه پرسی کشاند و در حقیقت مقصر اصلی کشور‌های غربی این جدایی، هستند که به نام مردم سودان و عمرالبشیر، به این امر مبادرت کردند.

کشور سودان دستاورد‌هایی هم داشت و اگر به ۳۰ سال حکومت عمر البشیر گاهی بیاندازیم، میتوان گفت در حدود ۲۰ سال وی به خوبی حکومت کرد و تا جایی که می‌توانست طرح‌های توسعه را در سودان اجرا کرد و مردم هم البشیر را قبول داشتند و در چند دوره انتخابات به او رأی دادند؛ اما چرخش سیاست‌های البشیر و گرایشش به سمت اشرافی گری و دور شدن از مردم اوضاع را به این نقطه که الآن قرار دارند، رساند.

سعودی‌ها بدون اجازه غرب جرأت انجام کاری در صحنه بین الملل را ندارند

در رابطه با تأثیر عربستان و امارات در جریانات این کشور هم باید گفت که این کشور‌ها بدون چراغ سبز کشور‌های غربی و به صورت مجزا جرات انجام کاری را در صحنه بین الملل ندارند؛ این کشور‌ها پوششی برای آمریکا و انگلستان هستند، زیرا کشور‌های غربی ترجیح می دهند تا دور از انظار و پشت صحنه عمل کنند و عربستان و امارات مقدمه‌های دخالت در جریانات فرامنطقه‌ای را چه از لحاظ نظامی، امنیتی و … ندارند تنها اهرم موجود در دست آل سعود پول است و با دادن وعده پول و دلار‌های عربستانی توانستند سیاست‌های عمرالبشیر را به سمت خود بگردانند، زیرا آمریکایی‌ها اهل خرج کردن نیستند.

اما زمانی که اعتراضات مردمی در این کشور شروع شد، عربستانیها، نگران شدند و چراکه در جریان جنگ یمن به یودان نیازمند هستند. در این جنگ تنها کشور‌هایی که به جنگ افروزان کمک کردند، کشور‌های کوچک آن منطقه بودند مانند مغرب و جیبوتی و کشور‌هایی که ارتش‌های قویتری داشتند مانند مصر و پاکستان در این جریان کمکی به آن‌ها نکردند، نگرانی عربستانی‌ها هم از این نظر بود که این اعتراضات داخلی در سودان میتواند جنگ یمن را متوقف کند.

در آن زمان اگر ناتوی عربی تشکیل میشد، به نفع دولت سودان بود، زیرا می‌توانست افکار عمومی را به این سمت سوق دهد که برای اهداف ناتوی عربی در یمن حضور پیدا می‌کند نه کشور دیگری و برای حضور نیرو‌های نظامی کشورش در یمن بهانه خوبی پیدا می‌کرد و بحث ناتوی عربی درواقع می‌توان به عنوان دامی برای ارتش‌های پرتعداد و قدرتمند کشور‌های عربی تلقی کرد مانند ارتش مصر که بزرگترین ارتش کشور‌های عربی است؛ بنابراین کشور‌های عربستان و امارات از زمانی که تحرکات مردمی شروع شد نگران شدند و از همان موقع به فکر تمهیداتی افتادند که این اعتراضات داخلی به سرنگونی نظام سودان منجر نشود و این تدابیر بی‌تدبیر در جایگزینی معاون البشیر به جای وی خلاصه شد.

معاون البشیر بن عوف پیشتر وزیر دفاع این کشور بود که در اسفند ماه گذشته به سمت معاون رئیس جمهور منصوب شده بود، اگر تدبیر صحیحی اتخاذ می‌کردند باید شورایی را تشکیل داده و فردی را برای این منصب انتخاب میکردند. اکنون هم شخص عبدالفتاح عبدالرحمان البرهان بر سر کار آمده است. وی مأمور بازرسی ارتش همچنین فرمانده عملیاتی نیروی اعزامی ارتش سودان به یمن است یعنی می‌توان گفت انقلاب در سودان حرکتی بود که از سوی مردم این کشور برخلاف خواسته‌ها و منافع عربستان آغاز شد، اما اکنون و در شرایط حاضر این انقلاب نمی تواند با گزینه‌هایی که آن‌ها ارائه می‌کنند تطابق پیدا کند مانند زمان شاه در ایران که مردم شعار می‌دادند “ما می‌گیم شاه نمی‌خوایم، نخست وزیر عوض میشه” اکنون در سودان هم تنها مهره‌ها هستند که عوض می‌شوند، حالا گروهی مخالف در این کشور می‌گویند که ما نمی‌خواهیم نیرو‌های نظامی بر سر کار باشند، نام این حرکات انقلاب نیست، اما مردم به صورت صریح اعلام کردند که خواستار شرایط فعلی نیستند و خواستار تغییرات عمیق هستند نه تنها مهره‌ها.

** بر طبق گفته‌ها عمرالبشیر از کوتای سودان اطلاع داشته است و در حال حاضر هم وی به نوعی تحت حمایت ارتش این کشور قرار دارد و گفته می‌شود همچنان عربستان و نظامیان از تحویل البشیر به دادگاه‌های بین‌المللی واهمه دارند، زیرا به نوعی مهره سوخته آن‌ها تلقی میشود و اینکه وی را تحویل نمی‌دهند، حمایت از شخص البشیر و اطلاعاتی است که در اختیار دارند، حالا تحلیل شما از این قضیه چیست؟

قنادباشی: دقیقا همینطور است، البشیر از ابتدای اغتشاشات چندین تدبیر مختلف را به کار برد، نخست اینکه وضعیت فوق العاده اعلام کرد و نظامیان و استانداران را عوض کرد، اولتیماتومی به مخالفینش داد و …، اما این تدابیر از سوی جامعه پذیرفته نشد و مردم به تحرکات خود ادامه دادند و واضح تر بخواهیم بگوییم البشیر با مشت آهنین به جلو آمد، اما با تنها چیزی که مواجه شد، مقاومت مردم و امتناع آن‌ها از عقب نشینی بود و این موضوع هم برمی‌گردد به ساختار جامعه سودان که متشکل از مردمانی سختکوش است که با یک مشت آهنین عقب نشینی نمی‌کنند، با ادامه‌دار شدن این جریانات مقامات نظامی سودان به نتیجه رسیدند که البشیر باید کنار رود و شبانه جلسه‌های گذاشتند و در آن تصمیم به برکناری وی گرفتند سپس به شخص البشیر نیز اطلاع دادند و این هم آخرین تدبیری بود که البشیر برای نظام سودان به کار برد.

ما کودتا‌ها را در دو دسته تقسیم بندی می‌کنیم، نخست کودتای براندازانه که یک رژیم را از بین برده و طبیعتا هم خونین خواهد بود و دوم کودتا‌هایی هستند که برای حفظ نظام انجام می‌شود، در سودان کودتای نوع دوم اتفاق افتاد، همه گفتند کودتاست، اما برای حفظ نظام انجام شد بنابراین این موضوع که البشیر از جریان کودتا در کشور اطلاع داشته است، واضح و صحیح است، زیرا پس از هر کودتایی رهبر سابق زندانی و محاکمه می شود، ولی در سودان و در مورد البشیر همچین اتفاقی نیفتاد.

** آینده سیاسی سودان با توجه به برکناری البشیر در حال‌های از ابهام قرار گرفته است و پیش بینی واضحی از آن وجود ندارد؛ به نظر شما چه چیز در انتظار این کشور است؟ به نظر شما همچنان نظامیان امور را در دست خواهند گرفت یا انتخابات مردمی برگزار خواهد شد؟

قنادباشی: در روز‌های اخیر مذاکراتی بین ۱۰ حزب مخالف و برهان در سودان انجام شد و خواسته‌هایشان را به وی انتقال دادند، پیشتر ۳ خواسته داشتند که مبنی بر این که البشیر برکنار شده و تمام قوانینی که در این مدت زمان اعمال شده لغو شود و ترتیباتی داده شود تا حکومت به غیرنظامیان واگذار شود، تقریبا این تقاضا‌ها مطرح شده، اما هنوز نتیجه روشنی از این جلسه ارائه نشده است؛ البته تفاوتی که بین رفتار برهان و عوف وجود داشت این بود که برهان به محض به قدرت رسیدن وضعیت فوق العاده را لغو کرد و بعلاوه، زندانیان را نیز آزاد کرد؛ بنابراین ممکن است مسیر آینده این کشور بین طرفین مطرح شود. ولی باید دید که نظامیان تا چه اندازه به روند واگذاری قدرت به غیر نظامیان سرعت می بخشند.

بعد از هرکودتا نظامیان وعده دموکراسی می دهند

با توجه به اینکه در عرف بین الملل کودتا به رسمیت شناحته نمی‌شود، نظامیان پس کودتا برای اینکه بتوانند مقبولیت و مشروعیت قانونی پیدا کنند و به رسمیت شناخته شوند، تلاش می‌کنند و ناچارند که وعده دموکراسی دهند. حتی اگر در ظاهر هم در راس کار نمانند، در پشت صحنه امور باقی خواهند ماند. مسئله بعدی هم این است که مخالفین تا چه اندازه مسائل و اموری را که اتفاق میافتد را بپذیرند. کوشش شده تا به صفوف مردم وارد شوند و شعار‌های مردم را از انقلابی و عمقی به مسائل سطحی تغییر دهند؛ در حال حاضر نماد انقلاب سودان را دختری با لباس سفید با ظاهری شبیه به ملکه‌های باستان سودان معرفی کرده اند؛ در حال حاضر غرب سعی کرده است با وارد کردن بحث حقوق زنان و مسائلی از این قبیل، نوعی انحراف در تظاهرات و مطالبه‌های مردم ایجاد کرده و آن را از حالت مطالبات اقتصادی خارج کنند. زیرا اغلب متحدان غرب در آفریقا هم مشکل فقر و گرسنگی را دارند.

** سابقه جانشین موقت البشیر چگونه است و آیا میتواند گزینه مناسبی برای اداره سودان در شرایط فعلی باشد؟

قنادباشی: تمام نظامیان مخالف عربستان و هم پیمانانش پیش‌تر توسط البشیر حذف شده اند و کسانی که باقی مانده اند در تمام اعمال و اقدامات البشیر شریک هستند؛ بن عوف که یک روز بیشتر جانشین البشیر نبود، پیشتر وزیر دفاع سودان بود که توسط شخص عمر البشیر منصوب شده بود، پس از وی البرهان به روی کار آمد که بازرس ویژه ارتش بود که باز هم توسط البشیر منصوب شده بود و باید توجه داشته باشیم که عموما بازرسان از میان محرم‌ها انتخاب می‌شوند؛ به علاوه وی فرمانده نیرو‌های اعزامی سودان در یمن بوده است و بناست تا دو سال بر سر قدرت بماند.

دیکتاتور‌ها برای بر قدرت ماندن دست به اصلاحات بزرگی میزنند

**آیا در این دو سال امکان دارد زیر ساختی را برای تدوین قانون اساسی جدید مطرح و فراهم کنند؟

قنادباشی: در حال حاضر در سودان دو نیرو رو به روی یک دیگر قرار دارند، یک طرف نیرو‌های مردمی هستند که شامل طیف‌های متفاوتی می‌شوند؛ تعدادی احزاب جدید و تعدادی احزاب قدیمی نیز هستند، در طرف دیگر نظامیان هستند که هر دو گروه هم رو به روی یک دیگر قرار گرفته اند؛ با توجه به اینکه دو سال زمان زیادی است برای انجام امور مربوط به انتقال قدرت، ممکن است برای در قدرت ماندن اصلاحاتی هم انجام دهند، همیشه دیکتاتور‌ها برای بر سر قدرت ماندن دست به انجام اصلاحات بزرگی می‌زنند.

** به نظر شما ممکن است در این دو سال اتفاقی بیفتد که معادلات نظامیان بهم بخورد؟

قنادباشی: در حال حاضر نظامیان بسیار ناشیانه عمل کرده‌اند؛ برای پیش بینی اینکه گروهی در آینده چگونه عمل خواهد کرد، باید به این نکته توجه کنیم که تا کنون چگونه عمل کرده است؟ در حال حاضر شخصی را به روی کار آورده اند که نه شخصیتی کاریزماست و نه نیروی مناسبی برای واسطه شدن بین مردم و حکومت است؛ تنها اقدامش هم آزادی زندانیان و پیشنهاد مذاکره است؛ اما مهم‌تر از همه، توانایی برای حفظ این شرایط است که بعید به نظر می‌آید و در حال حاضر هم نظامیان سودان مهره‌ای را که هم کاریزما باشد و هم و بتواند واسطه‌ای بین مردم و حکومت باشد، ندارند. به نظر من در شرایط فعلی ناچارند از موعد دو ساله کم کنند و سپس فرصتی برای انتخابات بگذارند.

اعتراضات مردم سودان به دلیل چرخش سیاست‌های البشیر بود/ عربستان پوششی برای کشورهای غربی است/ دیکتاتورها برای باقی ماندن در قدرت دست به اصلاحات بزرگ می‌زنند

**در زمان عمر البشیر سودان در زمینه دیپلماسی دوست یا کشوری بود در این شرایط انتظار کمک داشته باشد؟

قنادباشی: البشیر ابتدا با ایران روابط خوبی داشت و با کشور‌های مختلف انقلابی منطقه غرب آسیا و آفریقا نیز همسو بود، به علاوه برخلاف اینکه آمریکایی‌ها علیه عمرالبشیر صحبت می‌کردند کشور‌های آفریقایی از وی حمایت می‌کردند. برای مثال زمانی که جورج بوش پسر، البشیر را در جریان امور داخلی سودان محکوم میکرد، ۵۴ کشور آفریقایی از وی حمایت می‌کردند. در حال حاضر اتحادیه اروپا و آفریقا در مورد کودتا نظر ندادند، اما عربستان سعودی و امارات این کودتا را به رسمیت شناختند.

احتمال دارد پول عربستان سعودی به کشور‌های آفریقایی هم برسد و با این قضیه موافقت کنند؛ نکته قابل ذکر این است که دلیل ماندگاری عمرالبشیر با وجود مخالفت‌های آمریکا با وی از سر قضیه دارفور، حمایت دوستان و کشور‌های نزدیک از البشیر بود مانند قطر و ترکیه، زیرا البشیر جزء گروه‌های اخوانی است و اخوان شاخه‌های متفاوتی دارد که در کشور‌های ذکر شده هم وجود دارند و با وجود اینکه پیوند‌های نزدیکی ندارند، اما از یکدیگر حمایت می‌کنند.

البشیر برای باز گرداندن سوریه به اتحادیه عرب با اسد دیدار کرد

** در حدود ۳ الی ۴ ماه پیش البشیر دیداری با بشار اسد رئیس جمهور سوریه داشت و پس از بازگشت به کشورش تعدادی از رسانه‌ها که بیشتر گرایش به سمت کشور‌های غربی داشتند عنوان کردند که پس از دیدار البشیر با اسد اعتراضات مردمی در سودان آغاز شد، نظر شما در این باره چیست؟

قنادباشی: نه اینطور نیست و اعتراضات مردمی سودان از قبل از آن دیدار شروع شده بود؛ سفر البشیر به سوریه به دو دلیل انجام شد، نخست این که اینطور وانمود کند اوضاع داخلی سودان آرام است و من میتوانم به سفر‌های خارجی بروم. زیرا بسیاری از کشور‌ها و دولتمردان اعتقاد داشتند که البشیر تحت پیگرد قانونی است و نمی‌تواند از کشور خارج شود و اگر به تاریخ سفر نگاه کنید، متوجه میشوید که یک ماه پس از آغاز اعتراضات داخلی سودان به این سفر رفت و دوم اینکه در افکار داخلی کشورش اینگونه نشان دهد که با سوریه هم هیچ مشکلی ندارد؛ زیرا مردم در داخل به البشیر نسبت به نزدیکی که با اسرائیل داشت اعتراض می‌کردند؛ بنابراین میخواست اینگونه جلوه دهد که با دولت سوریه هم که دشمن اسرائیل است رابطه نزدیکی دارد دلیل دیگر هم این است که به نوعی از طرف اتحادیه عرب واسط‌های بود تا سوریه را به این اتحادیه بازگرداند.

**فردی که پس از این دوره ۲ ساله قرار است به روی کار بیاید آیا میتواند مستقل عمل کند؟ یا در نهایت وابسته به نظامیان سودان خواهد بود، زیرا همانگونه که خودتان اشاره کردید نظامیان مستقل سودان پیشتر توسط البشیر و سپس توسط کودتاچیان کنار گذاشته شده‌اند.

قنادباشی: در اینجا باید به این نکته توجه کنیم که چرا در چنین شرایطی یک غیرنظامی نمی‌تواند به قدرت برسد؟ پاسخ ساده است، زیرا شخصی که می‌خواهد پس از کودتا به روی کار بیاید باید حمایت نظامیان را داشته باشد. فردی که می‌خواهد قدرت را به دست بگیرد باید مشروعیتی داشته باشد و فرماندهان ارتش هم از وی حمایت و تبعیت کنند. در حال حاضر هم البرهان را شورای کودتاچیان انتخاب کردند؛ به علاوه این شخص باید به گونه‌ای حمایت کشور‌های خارجی را هم دارا باشد مانند آن چیزی که در مورد ژنرال السیسی اتفاق افتاد.

**در همان ابتدا که موضوع سرنگونی عمرالبشیر مطرح شد رسانه‌های خارج از ایران تصاویری از دیدار البشیر را با رهبر معظم انقلاب منتشر کردند؛ اما نکته قابل توجه این است که وی با پادشاه عربستان هم دیدار داشته است، اما تصویری از آن دیدار منتشر نشد؛ تحلیل شما در این باره چیست؟

قنادباشی: ما پیشتر و قبل از اینکه سیاست‌های عمرالبشیر چرخش پیدا کند با سودان روابط نزدیکی داشتیم و اینیودان بود که با نزدیکی به عربستان، روابط با ایران را قطع کرد؛ سپس سیاست‌های البشیر چرخش بیشتری پیدا کرد و روابط گسترده تری با عربستان برقرار کرد.

اعتراضات مردم سودان به دلیل چرخش سیاست‌های البشیر بود/ عربستان پوششی برای کشورهای غربی است/ دیکتاتورها برای باقی ماندن در قدرت دست به اصلاحات بزرگ می‌زنند

** رویکرد رسانه‌های خارجی در رابطه با عمرالبشیر و سودان به چه صورت است؟

قنادباشی: در دستور کار رسانه‌های خارجی چندین مورد قابل توجه است؛ نخست اینکه تلاش میکنند تأثیرگذاری اسلام را بر روند موضوعات و سیاست کشور‌ها کمرنگ کرده و سپس به صورت کلی حذف کنند، دوم اینکه قدرت و تأثیرگذاری ایران را نیز به حداقل برسانند و هر اتفاقی که در منطقه می‌افتد را به ضرر ایران تلقی و تفسیر کنند؛ در رابطه با سودان نیز رسانه‌های غربی اعتراضات مردم را به دلیل معیشتی اعلام کردند و هیچ کدام به مخالفت‌های مردم نسبت به چرخش سیاست‌های عمرالبشیر اشاره نکردند؛ زیرا که مردم سودان مخالف شرکت نیروهایشان در جنگ یمن و کشته شدن آن‌ها در راه اهداف آمریکا هستند، به علاوه سودانی‌ها مخالف نزدیکی روابط البشیر با اشخاصی مانند السیسی هستند.

** پیشتر عمرالبشیر به اتهاماتی مانند جنایت جنگی تحت پیگرد مجامع قانونی بینالمللی بود، اما با لابی صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها مبرا شد؛ اکنون که وی برکنار شده و به عنوان مهر‌های سوخته تلقی میشود دو نکته در این میان بیان میشود نخست اینکه مهره سوخته صهیونیست‌ها و آمریکایی‌هاست و آن‌ها نمی‌خواهند که وی به دست مجامع بین‌المللی بیفتد از طرفی دیگر هم البشیر اکنون نه مصونیت سیاسی دارد و نه ارزش سیاسی دارد که بخواهند از وی حمایت کنند؛ به نظر شما اکنون و با این شرایط چه سرنوشتی در انتظار البشیر است؟

قنادباشی: اگر عربستانی‌ها تدبیر داشته باشند نمی‌گذارند وی در دادگاه بین‌المللی قرار بگیرد، زیرا سرنگونی البشیر برای سعودی‌ها یک خفت است طبیعتاً تحرک لابی‌ها و اعطای پولهایشان آغاز می‌شود تا جلوی این ماجرا را بگیرند؛ اما نکته مهمتر این است که چرخش سیاست‌های وی اشتباهی بود که خودش مرتکب شد در اینکه در قضیه تجزیه سودان کوتاه آمد از سوی بسیاری مقصر شناخته می‌شود، اما در این موضوع زیاد مقصر نبود، زیرا نظرسنجی کرد و مردم سودان نیز به جدایی و تجزیه کشورشان رأی دادند؛ به علاوه در قضیه جنگ‌های داخلی که به قضیه دارفور معروف هستند نیز البشیر تقصیری ندارد.

در شرایط فعلی نیز لابی اسرائیلی‌ها به این دلیل که البشیر زمانی با ایران همکاری می‌کرد علاقه دارند که وی به پای میز محاکمه کشانده شود، اما عربستان علاقه‌ای به محاکمه وی به دلیل نزدیکی‌های سیاسی که اخیراً به وجود آمده بود ندارند.

** با توجه به اینکه قذافی و صدام پس از مدتی حبس محاکمه و کشته شدن به نظر شما چه آیند‌های در انتظار البشیر خواهد بود؟

قنادباشی: به نظر من البشیر به آن نقطه نخواهد رسید مگر اینکه اوضاع بیش از حال به هم بریزد و خشم مردم نسبت به روند جریانات افزایش پیدا کند فرق لیبی، عراق و سودان نفت آن‌ها است در سودان نفت و ثروتی وجود ندارد که به خاطر آن جنگ به راه بیفتد و از کشتن البشیر سودی حاصل کسی نمی‌شود. در حال حاضر تلاش می‌شود که روند اوضاع سیاسی سودان به گون‌های پیش رود که به مناطق استراتژیک دیگر آسیبی نرسد؛ اگر نظامیان بر قدرت بمانند در سودان البشیر را به زندانی مانند زندان حسنی مبارک خواهند فرستاد و پروند‌های طولانی مدت علیه وی تشکیل خواهند داد که به مرور زمان به فراموشی سپرده خواهد شد یا وی را به کشوری دیگر تبعید خواهند کرد که اوضاع آرامتر باشد و خطری متوجه البشیر نباشد.

شعار سال، با اندکی اضافات و تلخیص برگرفته از خبرگزاری باشگاه خبرنگاران جوان، تاریخ انتشار: 28فروردین1398 ، کدخبر: 6898177: www.yjc.ir

منبع: شعار سال

نام:
ایمیل:

* نظر:
* کد امنیتی:

اخبار مرتبط
خواندنیها -دانستنیها
آخرین اخبار
نظرات و گلایه ها
نکته ها و گاف ها