کد خبر: 1611
تاریخ انتشار: شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۸ - ۱۵:۴۰

شعار سال: دکتر محمد طبیبیان اقتصاددان آزادیخواه ایرانی از افراد انگشت شمارایرانی دارای مقام دولتی بود که داوطلبانه مقام بالای خودرا درسازمان برنامه و بودجه دوره هاشمی رفسنجانی به دلیل وفاداری به باورهای کارشناسی کنار گذاشت. و درنیمه نخست دهه 1370 و پس از آنکه دولت وقت تصمیم  گرفت باردیگر آزادسازی های جزیی دراقتصاد ایران

مخالفان اقتصاد آزاد شکل مار می کشند و من آنها را افشا می کنم

شعار سال: دکتر محمد طبیبیان اقتصاددان آزادیخواه ایرانی از افراد انگشت شمارایرانی دارای مقام دولتی بود که داوطلبانه مقام بالای خودرا درسازمان برنامه و بودجه دوره هاشمی رفسنجانی به دلیل وفاداری به باورهای کارشناسی کنار گذاشت. و درنیمه نخست دهه 1370 و پس از آنکه دولت وقت تصمیم  گرفت باردیگر آزادسازی های جزیی دراقتصاد ایران را کنار بگذارد و به سیاستهای دولت بزرگ برگردد ازمقام خود کناررفت و تاپایان فعالیتهای خود به کار آموزش و پژوهش پرداخت.
 
او نزدیک به یک دهه است بازنشست شده ودراین سالها بیشتر فعالیت او نوشتن متن های روشنگرانه  و به ویژه مجادله کارشناسانه با اقتصاددانان چپگرا که نامهای گوناگونی برای خود انتخاب کرده اند پرداخته است. براساس آنچه وی در تازه ترین پیام  تلگرامی خود نوشته گویا فردی به نمایندگی شایدهمان گروهها از او پرسیده یکم  ، چرا او یعنی دکتر طبیبیان  اقتصاد دانان مخالف نظراتش مسخره می کند و دوم اینکه وی یعنی دکتر طبیبیان چه کارها و فعالیتهایی کرده است  ؟

پاسخ و تحلیل دکتر طبیبیان
اگرمعیار برخی نظرات اقتصاد دانان را دانش متعارف اقتصاد قرار دهید خواهید دید چه کسی حقیقت  را می گوید. بسیاری اقتصاد دانان که شما می بینید کارشان مخدوش کردن اذهان است و با اصول اولیه عقل عرفی اقتصاد آشنا یی ندارند یا به آنها  پایبند نیستند. به همین دلیل تبیین سخنان خودشان بر مبنای علم  اقتصاد یا عملکرد و تجربه شوخی است. . مثلا به حرفها و داوری های برخی افراد  گروهی توجه که نقطه اشتراکشان  جنگ با  اقتصاد آزاد است درباره نرخ ارز توجه کنید: درحالی که  یکی از آنها  در تابستان گذشته نرخ دلار را  تا چهل هزار تومان پیش بینی می کرد، دیگری همیییین نرخ را دو هزار و هشتصد تومان و یکی دیگر  چهار هزار و سیصد و پنجاه تومان برآورد و قیمت گذاری می کردند. یکی از همین آقایان  می گفت با روش برنامه ریزی پویا و یا استفاده از نظریه گام های تصادفی می شود قیمت ارز را پیش بینی کرد و وقتی  از او می پرسیم چگونه ، دیگر صدایش در نمی آید.  یا فردی که به عنوان استاد اقتصاد ده ها سال حقوق گرفته و در مناصبی هم بوده که لابد از مزایای آن هم بهره برده  به دولت پیشنهاد می کند مسئولین از اجرای سیاست های روشنفکرانه در اقتصاد بپرهیزند، این می شود عاقبت اقتصاد دانی و حکمت علم و تجربه؟حقیقتا شوخی  نیست؟ به این شرایط اگر با دید طنز نگاه نکنید باید به عنوان مصیبت نگاه کنید. من تمسخر نمی کنم ذات بحثی که برخی مطرح می کنند عجیب و دور از واقعیت و بعضا مسخره است.
دستاورد
پرسیده اید دست آورد من چه بوده است؟ من و بسیاری کسان که با آنان همکار بودم، که برخی شناخته شده و بسیاری ناشناس مانده اند،  در دوران بعد از انقلاب سازمان بهم ریخته اداری و اقتصاد را بر روی مدار کار کرد قرار دادیم. در زمان جنگ بودجه  و مالیه کشور را برنامه ریزی کردیم و در سخت ترین شرایط انسجام شیرازه اقتصاد را حفظ کردیم بهتر از شرایط دولت های اخیر. (برای فراموش نشدن این تاریخچه یادی از عوامل موثر داشته باشیم، آقای مهندس میر حسین موسوی به عنوان نخست وزیر وقت مدیر و نیروی سیاسی حامی این حرکت ها در زمان خود ، آقای دکتر محمد تقی بانکی رییس خستگی نا پذیر سازمان برنامه و بودجه، و پس از آن آقای روغنی زنجانی رییس پر کار و پایبند اصول حرفه ای، مرحوم دکتر نوربخش  رییس کل بانک مرکزی و وزیر اقتصاد ، شادروان هاشمی رییس وقت مجلس و پس از آن رییس جمهور، بسیاری وزرا و برخی نماینگان، خیل وسیعی از کارشناس سازمان برنامه، بانک مرکزی، اقتصاد و دارایی و دستگاه های اجرایی، تلاش دکتر مسعود نیلی در تدوین چند برنامه اضطراری در دوره جنگ و برنامه اول مصوب…  ) بعد از جنگ در دولت اول آقای هاشمی و با همت آقای هاشمی برنامه باز سازی کشور را تدوین و اجرایی کردیم، با منابع اندک(در این مورد هم علاوه بر همت، تلاش و درایت شادروان هاشمی بایستی از تلاش بسیاری وزرا و همکاری برخی نمایندگان و تلاش کارشناسان متعدد، از همکاری آقای ناطق نوری رییس وقت مجلس و برخی نمایندگان آن دوران تقدیر کرد). آن برنامه باز سازی در شرایطی اجرا شد که در آمدحاصل از صادرات نفت ناچیز و ظرفیت ها همه تخریب یا فرسوده  بود. اگر دانشجوی اقتصاد هستید به آمار ها و روند اقتصاد نگاه کنید تنها دورانی که اقتصاد کشور رشد مستمر داشته و فقر مستمرا کاهش یافته همان دوران است. مهم ترین زیر بناهای موجود کشور از همان برنامه ها است(از جمله بسیای بزرگ راه ها تا راه های روستایی، برق رسانی به روستا ها ،گسترش شبکه گاز، بیشتر پالایشگاه های جدید، بنادر جدید، گسترش آموزش عالی، ایجادشبکه موبایل و اینترنت…) و تداوم کار ها وقتی موفق بوده تداوم همان برنامه ها بوده است. تخریب و تنزل اقتصاد هم بیشتر در زمان هایی رخداده که دولت ها از آن برنامه ها دوری کرده اند(حتی در زمانی که بالا ترین در آمد نفت در تاریخ را در دست داشته اند). به عنوان پاسخ به پرسش شما افتخار می کنم که جزیی از آن فراگرد بوده ام.  علاوه بر فعالیت هایی که در زمینه آموزش داشته ام در ایجاد مراکز آموزشی با کیفیت عالی (برنامه کارشناسی مهندسی سیستم های اجتماعی اقتصادی در دانشگاه صنعتی اصفهان و موسسه عالی برنامه ریزی با انگیزه دکتر بانکی و آقای روغنی زنجانی همکاری دکتر مشایخی، پور زاهدی، آشتیانی  ،فرجادی،مهریار، جلالی نایینی،…احیا و تقویت موسسه عالی بانکداری، با کمک معدودی از همکاران و همراهان، تالیف کتاب های متعدد…)تاریخ اقتصاد و سیاست گذاری این حدود چهار دهه را نگاه کنید و قضاوت کنید.  از طرف افراد مغرض، کم مایه،  و میان مایه آنچه حاصل شده فحاشی، اتهام زدن اقدامات ایزایی و حذف ، که این طرفداران اقتصاد آزاد وابسته هستند و غیره.  کماکان همین نقش بهتان زدن را ایفا می کنند. نقش قابل ملاحظه ای هم ایفا می کنند در ایجاد آشفته ذهنی در جامعه. زیرا جامعه ای که دچار آشفتگی ذهن است نمی تواند درست بیندیشد، نمی تواند تصمیم بهینه اتخاذ کند، نمی تواند راه را از چاه تشخیص دهد و دوست را از دشمن باز شناسد. این حالت جامعه برای عده ای بسیار کار ساز افتاده است. شاید اگر تٓغٓییرو چالش در لحن من می بینید به این  زمینه ها نیز مربوط است.
آن کاروان  که ذکرش رفت اکنون رفته است و شرایط سیاست گذاری و اجرایی اقتصادی کشور هم آنچیزی است که می بینید. از کشور های جزییی منطقه هم عقب می ماندیم و با جهان پیشرفته هم فاصله عمیق تر می شود این هم مایه تاثر است.
ادامه افشاگری
مسلما من دست از افشای اندیشه ها و مارکِشی های کسانی که به عنوان اقتصاد دان به خرابکاری در این حیطه معرفت مشغول هستند  و به ایجاد آشفته ذهنی مشغولند بر نمی دارم. برخی را دارای نیت نامبارک می بینم،  حمایت می شوند  تا با اندیشه هایی که مبنای آن آزادی و حقوق فردی است مقابله کنند. اتهام زدن، بر چسب گذاری به جای بحث منطقی،  و پرخاششان به لیبرالیزم و نئولیبرالیزم ، بدون این که حتی این واژگان را تعریف کنند و مانند آن از این دست است. سابقه برخی از این حرکت ها به حزب توده و عوامل آن برمی گردد که لیبرالیزم را به عنوان ناسزا رایج کردند و از معنی کلمه مزبور نیز گذشتند. برخی در همان خط هستند  که نمی خواهند ذات اندیشه خود را رو کنند به انتقاد ها و طرح مطالب انحرافی می پردازند.  برخی دیگر را دارای سواد نا چیز می دانم که حاضر نیستند چند کتاب جدید بخوانند و بهنگام باشند. البته لازم به تاکید است که حساب این مجموعه را باید از اقتصاد دانان با کیفیتی که در بسیاری مراکز علمی و پژوهشی کشور مشغول هستند  جدا دانست.
پل کروگمن اقتصاد دانان برنده جایزه نوبل گفته بود افکار اقتصادی بد (مانند اندیشه های اقتصادی که توجیه کننده دخالت دولت در کنترل و توزیع رزق مردم، روش های اداری توزیع، تنبیه و تجسس فعالان اقتصادی، به کار بردن روش های خشونت آمیز در امور اقتصادی، توجیه افزایش های نقدینگی و ایجاد تورم، دور کردن اقتصاد کشور از امکانات صحنه بین المللی، توجیه تعدی به حقوق مالکیت مردم …است) مثل سوسک حمام هستند، اگر به آبریز بیاندازید و سطل آبی هم رویشان بریزد باز بر می گردند، چاره نیست جز این که یک نفر با روزنامه لوله شده با آنان برخورد کند. مسلما کار مطبوعی نیست، ولی برخی باید این کار را انجام دهند.
شعار سال، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از سایت خبری ساعت 24، تاریخ انتشار: 9 فروردین 1398، کدخبر: 434210 ، www.saat24.news

منبع: شعار سال

نام:
ایمیل:

* نظر:
* کد امنیتی:

اخبار مرتبط
خواندنیها -دانستنیها
آخرین اخبار
نظرات و گلایه ها
نکته ها و گاف ها